ابزاری یا مادهای که سرعت یک فرآیند یا حرکت را کاهش میدهد.
A device or substance that slows down a process or action.
«کندکننده واکنش شیمیایی را کاهش میدهد.»
“The retarder slows the chemical reaction.”
«بازدارندهها در ترمزها برای کمک به کاهش سرعت خودروهای سنگین استفاده میشوند.»
“Retarders are used in brakes to help slow heavy vehicles.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. وقتی درباره مواد شیمیایی که واکنش را کند میکنند به جای retarder به کار میرود؛ برای دستگاههای مکانیکی استفاده نمیشود.
Formal/technical. Interchangeable when referring to chemicals that slow reactions; not used for mechanical devices. Example: 'enzyme inhibitor' works, 'mechanical retarder' does not.
متضادها
مادهای که به مواد غذایی اضافه میشود تا فساد یا رسیدن آنها را کند کند.
A food additive used to slow down spoilage or ripening.
«این بازدارنده ماندگاری نان را افزایش میدهد.»
“This retarder prolongs the shelf life of bread.”
«برای به تعویق انداختن رسیدن میوه در حین حمل و نقل از کندکننده استفاده کنید.»
“Use a retarder to delay fruit ripening during transport.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. معمولاً قابل جایگزینی با retarder است اما نگهدارندهها بیشتر از فساد جلوگیری میکنند.
Common. Often interchangeable as both slow food spoilage, but preservatives primarily prevent decay.