بازگشت

reverie

rev·e·rie/ˈrɛvəri/
noun (اسم)formal
رویاآلودگیخیال‌بافی

حالیتی که در آن شخص به رویاپردازی یا تفکر عمیق و خوشایند فرو رفته است.

A state of being lost in pleasant daydreams or deep thoughts.

«او در طول درس غرق یک خیال‌آرام بود.»

He was lost in a peaceful reverie during the lecture.

«موسیقی او را به یک رویاپردازی دلنشین برد.»

The music put her into a sweet reverie.

تفاوت با واژه‌های مشابه
daydreamخیال‌بافی

روزمره. به حالت خیال‌بافی خوشایند اشاره دارد، ولی معمولاً کمتر شاعرانه است.

Everyday. Means a pleasant, dreamy state like 'reverie', but usually more casual and less poetic.

fantasyخیال

معمولی. به تصورات و رویاهای خیالی اشاره دارد، اغلب از خیال‌بافی ساده بلندپروازانه‌تر است.

Common. Refers to imagined scenarios or desires, often more elaborate or imaginative than simple daydreams; can be more intense than 'reverie'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000