revolve around

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·volve a·round/rɪˈvɑlv əˈraʊnd/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به دورِ چیزی چرخیدن

به دورِ چیزی چرخیدنگردِ چیزی گشتن

در مسیری دایره‌ای به دور چیزی حرکت کردن.

To move in a circular path around something.

«ماه به دور زمین می‌چرخد.»

The moon revolves around the Earth.

«ماهواره به دور سیاره می‌گردد.»

The satellite revolves around the planet.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — حولِ چیزی بودن

حولِ چیزی بودنبر چیزی متمرکز بودن

محور اصلیِ موضوع، هدف یا توجه بودن.

To have something as the main subject, purpose, or focus.

«جلسه حول بودجهٔ سال آینده بود.»

The meeting revolved around next year's budget.

«زندگی او حول فرزندانش می‌چرخد.»

Her life revolves around her children.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000