بازگشت

risk

/rɪsk/
1noun (اسم)common
plural (جمع): risks
خطرریسکخطر احتمالی

احتمال وقوع ضرر، زیان یا خطر.

The possibility of loss, harm, or danger.

«فردا احتمال باران وجود دارد.»

There is a risk of rain tomorrow.

«سرمایه‌گذاری در سهام همراه با مقداری ریسک است.»

Investing in stocks involves some risk.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hazardخطر

رسمی. بیشتر در متون فنی یا ایمنی جایگزین risk می‌شود، مثل hazard آتش‌سوزی. در مکالمه معمولی کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Can replace 'risk' especially in technical or safety contexts, e.g. 'fire hazard'. Less common in casual speech.

dangerخطر

روزمره. معمولاً به تهدید فیزیکی فوری اشاره دارد و همیشه جایگزین risk نمی‌شود، مثلاً اختلاف بین خطر شکست و خطر آسیب.

Common/everyday. Often means immediate physical threat, so not always interchangeable with 'risk', e.g. 'risk of failure' vs. 'danger of injury'.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): riskedpast participle (مفعولی): risked-ing (حال): risking3rd (سوم): risks
به خطر انداختنریسک کردن

در معرض احتمال ضرر یا خسارت قرار دادن خود یا چیزی دیگر.

To expose oneself or something to the possibility of harm or loss.

«او جانش را به خطر انداخت تا کودک را نجات دهد.»

He risked his life to save the child.

«ریسک نکن پولت را در آن سرمایه‌گذاری از دست بدهی.»

Don't risk losing your money on that investment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ventureریسک کردن

رسمی/ادبی. نشان‌دهنده جسارت در ریسک است، مثل venture به معنای رفتن به قلمروی ناشناخته. در مکالمه معمولی کمتر استفاده می‌شود.

Formal/literary. Implies daring or boldness in risk-taking, e.g. 'venture into unknown territory'. Less common in everyday speech.

gambleقمار کردن، ریسک کردن

غیررسمی/روزمره. اشاره به ریسکی همراه با شانس دارد و معمولاً بار منفی یا احتیاط‌آمیز دارد.

Informal/common. Suggests risk with chance or luck involved, often with negative or cautious connotations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000