بازگشت

rival

riv·al/ˈraɪvəl/
1noun (اسم)common
plural (جمع): rivals
رقیبحریف

کسی یا چیزی که برای رسیدن به هدفی مشابه با دیگری رقابت می‌کند.

A person or thing competing with another for the same goal.

«او رقیب اصلی او در انتخابات است.»

He is her main rival in the election.

«این دو شرکت در بازار رقیب هستند.»

The two companies are rivals in the market.

تفاوت با واژه‌های مشابه
opponentحریف

رایج. رقیب در مسابقه یا نزاع، مشابه رقیب.

Common. A competitor in a contest or conflict, similar to rival.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): rivaledpast participle (مفعولی): rivaled-ing (حال): rivaling3rd (سوم): rivals
رقابت کردن

رقابت کردن با کسی یا چیزی.

To compete with someone or something.

«تیم ما امسال با قهرمانان رقابت می‌کند.»

Our team rivals the champions this year.

«هیچ‌کس نمی‌تواند با مهارت‌های او رقابت کند.»

No one can rival her skills.

تفاوت با واژه‌های مشابه
competeرقابت کردن

روزمره. به تلاش برای پیروزی در مقابل دیگران اشاره دارد.

Everyday. Means to try to win against others in contests or markets.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000