بازگشت

rod

/rɒd/
1noun (اسم)common
plural (جمع): rods
میلهچوبمیلۀ فلزی

میله‌ای باریک و صاف، معمولاً از فلز، چوب یا ماده‌ای دیگر ساخته شده است.

A thin straight bar, usually made of metal, wood, or other material.

«او از یک میله فلزی برای تعمیر حصار استفاده کرد.»

He used a metal rod to fix the fence.

«پرده از روی یک میلۀ چوبی آویزان بود.»

The curtain hung from a wooden rod.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stickچوب

روزمره. شبیه rod اما معمولاً به قطعه‌ای چوبی طبیعی گفته می‌شود نه فلزی. stick برای شاخه‌ها و چوب‌های کوچک طبیعی استفاده می‌شود.

Everyday. Similar to 'rod' but often implies a piece of wood rather than metal. 'Stick' is used for natural small branches or twigs, while 'rod' can be manufactured.

barمیله

رسمی/روزمره. گاهی با rod قابل جایگزینی است مخصوصاً در مورد قطعات فلزی ولی bar معمولاً ضخیم‌تر یا تخت‌تر است. bar در زمینه‌های ساختاری بیشتر به کار می‌رود.

Formal/common. Interchangeable with 'rod' when referring to metal pieces but 'bar' often implies a thicker or flatter shape. 'Bar' also used in more structural contexts.

2noun (اسم)common
plural (جمع): rods
چوب ماهیگیریچوبۀ ماهیگیری

چوبه یا چوب ماهیگیری که برای گرفتن ماهی استفاده می‌شود.

A fishing pole used for catching fish.

«او دیروز یک چوب ماهیگیری جدید خرید.»

He bought a new fishing rod yesterday.

«چوب ماهیگیری وقتی ماهی بزرگی گرفت خم شد.»

The fishing rod bent when he caught a big fish.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fishing poleچوبه ماهیگیری

متداول. عبارت توصیفی بیشتر برای rod هنگام صحبت درباره وسایل ماهیگیری. در زمینه ماهیگیری قابل جایگزینی است.

Common. More descriptive phrase for 'rod' when specifically talking about fishing equipment. Interchangeable in fishing contexts.

3noun (اسم)formal
plural (جمع): rods
میلهشافتاهرم

میله‌ای باریک و صاف که به عنوان ابزار یا قطعه‌ای از دستگاه‌ها استفاده می‌شود.

A straight, slender shaft used as a tool or part of a device, e.g. in machines.

«میله کنترل برای تنظیم سرعت ماشین حرکت کرد.»

The control rod moved to adjust the machine's speed.

«یک میله فلزی ساختار را سر جای خود نگه می‌دارد.»

A metal rod holds the structure together.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shaftشافت

فنی/رسمی. به میله چرخان یا متحرک در ماشین‌آلات گفته می‌شود، همیشه بجای rod عمومی و ایستا قابل استفاده نیست.

Technical/formal. Refers to a rotating or moving rod in machinery, not always interchangeable with 'rod' which is more general and can be static.

leverاهرم

فنی/رایج. وقتی میله به عنوان یک ماشین ساده برای اعمال نیرو به کار می‌رود. اگر میله به عنوان اهرم عمل نکند قابل جایگزینی نیست.

Technical/common. Used when the rod acts as a simple machine to apply force. Not interchangeable if the rod doesn't act as a lever.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000