rode

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/roʊd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): rodepast participle (مفعولی): ridden-ing (حال): riding3rd (سوم): rides

فعل — سوار شد

سوار شدراند

گذشته فعل ride؛ سوار شدن و کنترل حرکت حیوان یا وسیله نقلیه.

Past tense of ride: to sit on and control the movement of an animal or vehicle.

«او با دوچرخه به مدرسه رفت.»

She rode her bike to school.

«او در مسابقه اسب‌سواری کرد.»

He rode a horse in the race.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000