rub salt in the wound

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/rʌb sɔlt ɪn ðə wund/
phrase (عبارت)common

عبارت — نمک روی زخم پاشیدن

نمک روی زخم پاشیدنزخم را تازه کردن

با یک یادآوری یا حرف بی‌ملاحظه، موقعیتی دردناک را تلخ‌تر کردن.

To make a painful situation even more upsetting by adding an insensitive reminder or insult.

«شوخی او نمک روی زخم پاشید.»

His joke rubbed salt in the wound.

«این تأخیر زخم را تازه‌تر کرد.»

The delay rubbed salt in the wound.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000