run across

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

run a·cross/ˌrʌn əˈkrɔs/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — تصادفی برخورد کردن

تصادفی برخورد کردناتفاقی پیدا کردن

تصادفی با کسی یا چیزی روبه‌رو شدن یا آن را پیدا کردن.

To find or meet someone or something by chance.

«دیروز اتفاقی به یک عکس قدیمی برخوردم.»

I ran across an old photo yesterday.

«او اتفاقی معلمش را در بازار دید.»

She ran across her teacher at the market.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encounterبرخورد کردن

رسمی تا خنثی. برای برخورد برنامه‌ریزی‌نشده، مثل «برخورد با دوست قدیمی»، جایگزین می‌شود، اما کمتر محاوره‌ای است و شاید حس اتفاقی بودن را نرساند.

Formal to neutral. It can replace 'run across' for an unplanned meeting, as in 'encounter an old friend,' but it sounds less conversational and may not imply surprise.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000