run someone off their feet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

run some·one off their feet/ˌrʌn ˈsʌmwʌn ɔf ðɛr ˈfiːt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — حسابی سر کسی را شلوغ کردن

حسابی سر کسی را شلوغ کردنکسی را از پا درآوردن

کسی را برای مدتی طولانی بسیار سرشلوغ و پرتحرک نگه داشتن.

To keep someone extremely busy and active for a long time.

«فروش‌های تعطیلات حسابی سرمان را شلوغ کرد.»

The holiday sales ran us off our feet.

«نوزاد جدید او را حسابی مشغول نگه می‌دارد.»

The new baby runs her off her feet.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000