run out of gas

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌrʌn aʊt əv ˈɡæs/
phrase (عبارت)common

عبارت — بنزین تمام کردن

بنزین تمام کردنبی‌سوخت ماندن

برای یک وسیلهٔ نقلیه، تمام کردن سوخت و ناتوان شدن از ادامهٔ حرکت.

For a vehicle to use all its fuel and stop or be unable to continue.

«در بزرگراه بنزینمان تمام شد.»

We ran out of gas on the highway.

«ماشین او نزدیک خانه بی‌بنزین ماند.»

Her car ran out of gas near home.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000