rush one's fences

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rush one's fenc·es/rʌʃ wʌnz ˈfɛnsɪz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بی‌گدار به آب زدن

بی‌گدار به آب زدنشتاب‌زده عمل کردن

پیش از آمادگی کافی، با عجله دست به کاری زدن.

To act too quickly or take on something before being properly prepared.

«بی‌گدار به آب نزن؛ اول قرارداد را بخوان.»

Don't rush your fences; read the contract first.

«او شتاب‌زده عمل کرد و خیلی زود پذیرفت.»

She rushed her fences and accepted too soon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000