بازگشت

sate

/seɪt/
verb (فعل)formal
past (گذشته): satedpast participle (مفعولی): sated-ing (حال): sating3rd (سوم): sates
سیر کردنقانع کردن

اشتها یا تمایل را به طور کامل ارضا کردن، به حدی که دیگر تمایل به بیشتر نداشته باشد.

To satisfy an appetite or desire fully, to the point of no longer wanting more.

«او با یک وعده غذایی بزرگ گرسنگی‌اش را برطرف کرد.»

He sated his hunger with a big meal.

«توصیف‌های زنده نویسنده کنجکاوی خواننده را ارضا کرد.»

The novelist's vivid descriptions sated the reader's curiosity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
satisfyراضی کردن

رسمی. تقریبا قابل تعویض، اما sate معمولاً به کامل پر شدن اشاره دارد.

Formal. Nearly interchangeable in meaning, though 'sate' often implies complete fullness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000