saucily

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sau·ci·ly/ˈsɔːsɪli/
saucyimpertinent or disrespectful-lyin a manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): saucyposition (جایگاه): end

قید — گستاخانه

گستاخانهپرروگونهبی‌ادبانه

به شکلی گستاخانه، پررو و بی‌ادبانه.

In an impudent, cheeky, or disrespectful manner.

«او گستاخانه و با درخششی در چشمانش پاسخ داد.»

She answered saucily, with a glint in her eye.

«او بی‌ادبانه در مورد لباس او نظر داد.»

He saucily commented on her dress.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000