بازگشت

scamp

/skæmp/
noun (اسم)informal
plural (جمع): scamps
بچه شیطانکودک شیطنت‌کار

کودکی بازی‌گوش و شیطنت‌آمیز که اغلب دردسرهای کوچک و شوخ‌طبعانه به وجود می‌آورد.

A mischievous or playful child who often causes trouble in a light-hearted way.

«او کودکی شیطنت‌کار و بازیگوش است که همیشه ما را می‌خنداند.»

He's a little scamp who always makes us laugh.

«آن بچه شیطان دوباره روی دیوارها نقاشی کشید!»

That scamp drew on the walls again!

تفاوت با واژه‌های مشابه
rascalبچه شیطان

غیردرسی. برای کودکان شیطنت‌کار قابل جایگزینی ولی بعضاً رفتار بدتری را نشان می‌دهد. مثلاً وقتی کودک کمی اذیت‌کننده‌تر است rascal بهتر است.

Informal. Used interchangeably with 'scamp' for mischievous children but sometimes implies slightly worse behavior. For example, 'rascal' might fit better when the child is a bit more troublesome.

impشریر کوچک

غیردرسی و کمی قدیمی. برای کودکان کوچک شیطان با لحنی بازیگوش کاربرد دارد، در زمینه‌های رسمی کمتر استفاده می‌شود.

Informal and slightly archaic. Often used for small, mischievous children but with a playful tone. Not commonly used in formal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000