scratch together

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

scratch to·geth·er/skrætʃ təˈɡɛðər/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — به‌زحمت فراهم کردن

به‌زحمت فراهم کردنجور کردن

چیزی، به‌ویژه پول، را با زحمت فراهم کردن است.

To obtain or gather something, especially money, with difficulty.

«او به‌زحمت پول نقد کافی برای بلیت را جور کرد.»

He scratched together enough cash for a ticket.

«ما لوازم سفر را با زحمت فراهم کردیم.»

We scratched together supplies for the trip.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000