second nature

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sec·ond na·ture/ˈsɛkənd ˈneɪtʃɚ/
phrase (عبارت)common

عبارت — ملکهٔ ذهن شدن

ملکهٔ ذهن شدنطبیعت دوم

عادت یا مهارتی است که آن‌قدر آشنا شده که آدم آن را خودکار و بی‌فکر انجام می‌دهد.

A habit or skill that has become so familiar that it is done automatically.

«چک کردن آینه‌ها برای او کاملاً خودکار شده است.»

Checking the mirrors is second nature to her.

«بعد از سال‌ها تمرین، تایپ کردن برایش ملکهٔ ذهن شد.»

After years of practice, typing became second nature.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000