بازگشت

seek

/siːk/
seekto try to find or obtain
1verb (فعل)common
past (گذشته): soughtpast participle (مفعولی): sought-ing (حال): seeking3rd (سوم): seeks
جستجو کردنطلب کردنکوشش کردن برای به‌دست آوردن

تلاش کردن برای پیدا کردن یا به دست آوردن چیزی

to try to find or obtain something

«او از کارشناسان کمک خواست.»

She sought help from the experts.

«آنها در حال جستجوی سریع یک راه‌حل هستند.»

They are seeking a solution quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
searchجست‌وجو کردن

روزمره. وقتی واقعا به دنبال چیزی هستیم جایگزین seek می‌شود. «کوله‌ام را جست‌وجو کردم» درست است، اما «به دنبال نصیحت هستم» نه.

Everyday. Interchangeable with 'seek' when physically trying to find something. 'I searched my bag' fits, but 'I seek advice' does not.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): soughtpast participle (مفعولی): sought-ing (حال): seeking3rd (سوم): seeks
کوشش کردندرصدد بودن

تلاش کردن یا حرکت به سمت یک هدف یا منظور

to attempt or go towards a goal or purpose

«او هر روز درصدد بهتر کردن مهارت‌هایش است.»

He seeks to improve his skills every day.

«ما در حال تلاش برای پیدا کردن راه‌هایی برای کاهش هزینه‌ها هستیم.»

We are seeking ways to reduce costs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pursueدنبال کردن

رسمی. معمولا برای اهداف حساب شده یا بلندمدت به کار می‌رود. «دنبال کردن شغل» درست است، اما برای جست‌وجوی فیزیکی مثل «دنبال کلیدهای گم‌شده رفتن» نیست.

Formal. Typically refers to more deliberate or long-term goals. 'Pursue a career' fits, but not physical searching like 'pursue the lost keys'.

aspireآرزو داشتن

رسمی/ادبی. بیش‌تر تاکید بر آرزوی شدید یا بلندپروازی دارد، به خصوص برای موفقیت. به طور کلی در جستجوهای معمولی جایگزین نیست.

Formal/literary. Emphasizes a strong desire or ambition, especially for success or achievement. Not generally interchangeable in ordinary searching contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000