بازگشت

selflessness

self·less·ness/ˈsɛlfləsnɪs/
selfoneselflesswithoutnessstate or quality
noun (اسم)common
از خودگذشتگیفداکاری

ویژگی‌ای که در آن فرد بیشتر به نیازها و خواسته‌های دیگران اهمیت می‌دهد تا خودشان.

The quality of being more concerned with the needs and wishes of others than with one's own.

«از خودگذشتگی او در زمان‌های نیاز به کل جامعه کمک کرد.»

Her selflessness helped the entire community in times of need.

«والدین اغلب با اولویت دادن به نیازهای فرزندانشان از خودگذشتگی نشان می‌دهند.»

Parents often show selflessness by putting their children’s needs first.

تفاوت با واژه‌های مشابه
altruismایثارگری

رسمی. به معنای نگرانی بی‌خودخواهانه برای رفاه دیگران است و بیشتر در زمینه‌های اخلاقی یا روانشناختی استفاده می‌شود. می‌تواند در این زمینه‌ها جایگزین selflessness شود ولی در محاوره کمتر کاربرد دارد.

Formal. Means unselfish concern for others’ welfare, often used in ethical or psychological contexts. It can replace selflessness in such contexts but is less common in casual speech.

generosityسخاوت

متداول. به معنای تمایل به بخشیدن بیشتر از نیاز است که معمولاً مالی است. با selflessness همپوشانی دارد اما بیشتر بر بخشیدن تاکید دارد.

Common. Means willingness to give more than necessary, often material. It overlaps with selflessness but focuses more on giving than on concern for others.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000