senselessly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sen·sless·ly/ˈsɛnslɪsli/
senselesswithout meaning or sense-lyadverb forming suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): senselessposition (جایگاه): end

قید — بی‌معنی

بی‌معنیبی‌هدف

به گونه‌ای که فاقد معنا، هدف یا هوش باشد.

In a way that lacks meaning, purpose, or intelligence.

«او پولش را بی‌معنی هدر داد.»

He senselessly wasted his money.

«آنها در بحث به طور بی‌معنی عمل کردند.»

They acted senselessly in the argument.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000