shake out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ʃeɪk aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — با تکان دادن تمیز کردن

با تکان دادن تمیز کردنتکان دادن تا بیرون بریزد

چیزی را تکان دادن تا گردوخاک، چین‌وچروک یا چیزهای سست از آن بیرون برود.

To remove dust, folds, or loose things from something by shaking it.

«پیش از نگه‌داشتن قالیچه، آن را بتکان.»

Shake out the rug before you store it.

«او کت خود را بیرون تکاند.»

He shook out his jacket outside.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — باز کردن

باز کردنباز شدن و مرتب شدن

باز شدن یا باز و مرتب کردن چیزی که تاخورده یا فشرده بوده است.

To spread out or become spread out, especially after being folded or crowded.

«پتو را روی تخت باز و مرتب کن.»

Shake out the blanket on the bed.

«جمعیت بعد از کنسرت کم‌کم پراکنده شد.»

The crowd shook out after the concert.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000