بازگشت

shallow

shal·low/ˈʃæ.loʊ/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): shallowersuperlative (عالی): shallowest
کم‌عمقسطحی

دارای عمق کم، نه عمیق

Having little depth, not deep

«عمق استخر در این طرف کم است.»

The pool is shallow at this end.

«او پاسخ سطحی داد.»

He gave a shallow answer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
superficialسطحی

رسمی یا ادبی؛ می‌تواند برای عمق فیزیکی یا کمبود عمق فکری به کار رود؛ تا حدی قابل جایگزین است.

Formal or literary; can describe physical depth or lack of thoroughness; partially interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000