بازگشت
1noun (اسم)common
plural (جمع): shifts
شیفتهانوبتها
دورههای از پیش تعیینشده کار یا خدمت
Scheduled periods of work or duty
«او در بیمارستان شیفت شب کار میکند.»
“He works night shifts at the hospital.”
«کارخانه روزانه سه شیفت دارد.»
“The factory has three shifts daily.”
تفاوت با واژههای مشابه
rotations— چرخشها
رایج. اشاره به دورههای کاری برنامهریزیشده، قابل تعویض.
Common. Refers to scheduled work periods, interchangeable.
2verb (فعل)common
past (گذشته): shiftedpast participle (مفعولی): shifted-ing (حال): shifting3rd (سوم): shifts
جابجا شدنتغییر دادن
حرکت کردن یا تغییر مکان دادن
To move or change position
«او کتابها را روی قفسه جابجا میکند.»
“She shifts the books on the shelf.”
«باد به سمت شرق تغییر جهت میدهد.»
“The wind shifts to the east.”
تفاوت با واژههای مشابه
move— حرکت کردن
بسیار رایج. اصطلاح کلی برای تغییر مکان.
Very common. General term for changing location.