بازگشت

shifts

/ʃɪfts/
shiftmove or change-splural or 3rd person singular
1noun (اسم)common
plural (جمع): shifts
شیفت‌هانوبت‌ها

دوره‌های از پیش تعیین‌شده کار یا خدمت

Scheduled periods of work or duty

«او در بیمارستان شیفت شب کار می‌کند.»

He works night shifts at the hospital.

«کارخانه روزانه سه شیفت دارد.»

The factory has three shifts daily.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rotationsچرخش‌ها

رایج. اشاره به دوره‌های کاری برنامه‌ریزی‌شده، قابل تعویض.

Common. Refers to scheduled work periods, interchangeable.

2verb (فعل)common
past (گذشته): shiftedpast participle (مفعولی): shifted-ing (حال): shifting3rd (سوم): shifts
جابجا شدنتغییر دادن

حرکت کردن یا تغییر مکان دادن

To move or change position

«او کتاب‌ها را روی قفسه جابجا می‌کند.»

She shifts the books on the shelf.

«باد به سمت شرق تغییر جهت می‌دهد.»

The wind shifts to the east.

تفاوت با واژه‌های مشابه
moveحرکت کردن

بسیار رایج. اصطلاح کلی برای تغییر مکان.

Very common. General term for changing location.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000