بازگشت

sight

/saɪt/
1noun (اسم)common
بیناییدید

توانایی یا قدرت دیدن؛ حس بینایی.

The faculty or power of seeing.

«او بینایی خود را در حادثه از دست داد.»

He lost his sight in the accident.

«دید او عالی است.»

Her sight is perfect.

تفاوت با واژه‌های مشابه
visionبینایی

متداول. می‌توان به جای 'sight' برای اشاره به توانایی فیزیکی دیدن استفاده کرد. با این حال، 'vision' اغلب به معنای تخیل یا آینده‌نگری نیز هست ('فردی با بینش'). در معنای توانایی فیزیکی، بسیار شبیه هستند.

Common. Can be used interchangeably with 'sight' when referring to the physical ability to see. However, 'vision' also often refers to imagination or foresight ('a man of vision'). In the sense of physical ability, they are very similar.

eyesightقوه بینایی

متداول. به طور خاص به توانایی دیدن با چشم‌ها اشاره دارد و جنبه بیولوژیکی را تأکید می‌کند. اغلب هنگام صحبت در مورد کیفیت یا سلامت بینایی استفاده می‌شود. 'قوه بینایی او دارد ضعیف می‌شود'.

Common. More specifically refers to the ability to see with the eyes, emphasizing the biological aspect. It's often used when talking about the quality or health of one's vision. 'His eyesight is getting worse'.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): sights
منظرهدیدنیجاذبه

چیزی که دیده می‌شود یا قابل دیدن است؛ منظره یا جاذبه.

A thing that one sees or that can be seen.

«گرند کنیون یک منظره تماشایی است.»

The Grand Canyon is a spectacular sight.

«چراغ‌های شهر از روی تپه منظره زیبایی بودند.»

The city lights were a beautiful sight from the hill.

تفاوت با واژه‌های مشابه
viewچشم‌انداز

متداول. اغلب به صحنه‌ای گسترده و پانوراما، به‌ویژه از یک مکان بلند یا از طریق پنجره اشاره دارد. 'چشم‌انداز از کوه خیره‌کننده بود.' 'Sight' می‌تواند هر چیز واحدی باشد که دیده می‌شود؛ 'view' به معنای گستره وسیع‌تری است.

Common. Often refers to a panoramic or extensive scene, especially from a high place or through a window. 'The view from the mountain was stunning.' 'Sight' can be any single thing seen; 'view' implies a broader scope.

sceneصحنه

متداول. به مکانی که رویدادی در آن رخ می‌دهد یا به یک نمایش بصری چشمگیر یا دراماتیک اشاره دارد. 'صحنه جرم محاصره شد.' 'چه صحنه زیبایی!'. 'Sight' گسترده‌تر است و به هر چیز دیده شده اشاره دارد؛ 'scene' به بافت خاص‌تر، اغلب دراماتیک، اشاره می‌کند.

Common. Refers to a place where an event occurs or to a striking or dramatic visual display. 'The crime scene was cordoned off.' 'What a beautiful scene!'. 'Sight' is broader, referring to anything seen; 'scene' implies a more particular, often dramatic, context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000