silver tongue
sil·ver tongue/ˈsɪlvər tʌŋ/
phrase (عبارت)literary
عبارت — زبان چربونرم
زبان چربونرمقدرت بیان متقاعدکننده
توانایی ذاتی برای حرف زدن بهشکلی گیرا و متقاعدکننده.
A natural ability to speak persuasively and charmingly.
«او با زبان چربونرمش دل مخاطبان را به دست آورد.»
“With his silver tongue, he won over the audience.”
«قدرت بیان او آن پیشنهاد را قانعکننده جلوه داد.»
“Her silver tongue made the proposal sound convincing.”