sleep off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/slip ɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — با خواب اثرش را از بین بردن

با خواب اثرش را از بین بردنبا خواب سرحال شدن

یعنی اثر چیزی، به‌ویژه الکل، را با خوابیدن از بین بردن.

To recover from the effects of something, especially alcohol, by sleeping.

«او با خوابیدن اثرهای دارو را از بین برد.»

He slept off the effects of the medicine.

«او لازم داشت با خوابیدن سردردش را برطرف کند.»

She needed to sleep off her headache.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recoverبهبود یافتن

خنثی. وقتی کسی سلامتی یا حالت عادی‌اش را بازمی‌یابد می‌تواند جایگزین sleep off شود؛ مثلاً She recovered overnight درست است، اما مشخصاً بهبود با خواب را نمی‌رساند. برای نتیجهٔ کلی به کار می‌رود.

Neutral. It can replace 'sleep off' when someone regains health or normal condition — 'She recovered overnight' works, but it does not specifically mean recovery through sleep. Choose it for the broader result.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000