بازگشت

slump

/slʌmp/
1verb (فعل)common
past (گذشته): slumpedpast participle (مفعولی): slumped-ing (حال): slumping3rd (سوم): slumps
افت کردنافت ناگهانی

افت ناگهانی و شدید، معمولاً در قیمت، ارزش یا حالت بدن.

To suddenly fall or drop heavily, often in price, value, or physical posture.

«فروش شرکت در سه‌ماهه گذشته کاهش شدیدی داشت.»

The company's sales slumped last quarter.

«او به شدت خم شد و روی صندلی نشست، خسته.»

He slumped into his chair, exhausted.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collapseفروریختن

رایج. به معنی سقوط ناگهانی است اما قوی‌تر است و معمولاً به فروپاشی کلی اشاره دارد.

Common. Can replace 'slump' when referring to sudden failure or drop, but 'collapse' is stronger and often implies total breakdown; 'prices collapsed' is stronger than 'prices slumped'.

متضادها
2noun (اسم)common
افترکود

کاهش ناگهانی یا افت، به ویژه در زمینه اقتصادی.

A sudden decline or drop, especially in economic terms.

«سال گذشته قیمت خانه‌ها به طور ناگهانی کاهش یافت.»

There was a slump in housing prices last year.

«پس از بحران بازار دچار رکود شد.»

The market experienced a slump after the crisis.

تفاوت با واژه‌های مشابه
declineکاهش

رایج. به معنی کاهش است ولی slump عموماً به کاهش ناگهانی و شدید اشاره دارد.

Common. Can replace 'slump' in describing decreases but 'slump' often implies a deeper or more sudden decline.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000