بازگشت

slumping

slump·ing/ˈslʌmpɪŋ/
1verb (فعل)common
past (گذشته): slumpedpast participle (مفعولی): slumped-ing (حال): slumping3rd (سوم): slumps
افت کردنکاهش شدید داشتننشستن خمیده

نشستن یا افتادن ناگهانی و سنگین؛ کاهش شدید در وضعیت، ارزش یا عملکرد.

Sitting, dropping, or falling heavily and suddenly; declining sharply in condition, value, or performance.

«بازار سهام این هفته در حال افت شدید است.»

The stock market is slumping this week.

«بعد از یک روز طولانی خمیده روی صندلی نشسته بود.»

He was slumping in his chair after a long day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
droopingخمیده شدن

روزمره. بر خم شدن یا افتادن فیزیکی یا استعاری تأکید دارد.

Everyday. Emphasizes sagging or bending downwards physically or metaphorically.

fallingافت کردن

رایج. اصطلاح کلی برای کاهش مقدار یا سطح.

Common. General term for decreasing or going down in amount or level.

متضادها
2noun (اسم)common
افتکاهش ناگهانی

کاهش ناگهانی یا طولانی مدت، به ویژه در زمینه‌های اقتصادی.

A sudden or prolonged decline or decrease, especially in economic contexts.

«این سه‌ماهه فروش دچار افت شده است.»

There has been a slumping of sales this quarter.

«قیمت مسکن کاهش شدیدی را تجربه کرد.»

Housing prices faced a slumping in value.

تفاوت با واژه‌های مشابه
declineکاهش

رسمی/رایج. به کاهش تدریجی در طول زمان اشاره دارد.

Formal/common. Refers to a gradual decrease over time.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000