بازگشت

spine

/spaɪn/
1noun (اسم)common
plural (جمع): spines
ستون فقراتنخاعبند فقرات

زنجیره‌ای از مهره‌ها که ستون فقرات را تشکیل داده و طناب نخاعی را محافظت می‌کند.

The series of vertebrae extending from the skull to the lower back, forming the backbone and protecting the spinal cord.

«پزشک ستون فقرات بیمار را برای جراحات بررسی کرد.»

The doctor examined the patient's spine for injuries.

«حالت صحیح بدن به سلامت ستون فقرات کمک می‌کند.»

Good posture helps keep your spine healthy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
backboneستون فقرات

رایج. در زمینه آناتومی مترادف است، اما 'backbone' کلی‌تر و اغلب به صورت استعاری به کار می‌رود.

Common. Synonymous in anatomical contexts, though 'backbone' is more general and often used figuratively.

2noun (اسم)common
plural (جمع): spines
تیغخارشاخک

بخشی نوک‌تیز و سخت روی حیوانات یا گیاهان مانند خار یا تیغ که برای دفاع یا حمایت است.

A sharp, stiff pointed structure on animals or plants, such as a thorn or quill.

«کاکتوس خارهای تیز دارد تا از خود در برابر حیوانات محافظت کند.»

The cactus has sharp spines to protect itself from animals.

«جوجه تیغی‌ها از تیغ‌های خود به عنوان مکانیزم دفاعی استفاده می‌کنند.»

Porcupines use their spines as a defense mechanism.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thornخار

رایج. به خارهای سخت و چوبی گیاهان اشاره دارد، در زمینه گیاهی قابل جایگزینی است.

Common. Refers specifically to sharp, woody outgrowths on plants, often interchangeable in botanical contexts.

quillتیغ (پَر یا بدن‌خار حیوان)

رایج. اشاره به خارهای بدن‌خار حیوانات مانند جوجه تیغی دارد؛ با خار گیاه قابل جایگزینی نیست.

Common. Describes stiff, sharp spines on animals like porcupines; not interchangeable with plant spines.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000