spit in the wind

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/spɪt ɪn ðə wɪnd/
phrase (عبارت)common

عبارت — کاری بی‌فایده انجام دادن

کاری بی‌فایده انجام دادنبه خود ضرر زدن

انجام کاری بی‌اثر یا آسیب‌رسان به خود، که نتیجه معکوس دارد.

To do something that is ineffective or counterproductive, often causing problems for oneself.

«سعی در بحث با او مثل باد دهان به طرف خود پاشیدن است.»

Trying to argue with him is like spitting in the wind.

«تلاش‌های تو بی‌فایده است اگر چیزی تغییر نکند.»

Your efforts are just spitting in the wind if they don’t change anything.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000