spring to life

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sprɪŋ tə laɪf/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — جان گرفتن

جان گرفتنناگهان زنده شدن

ناگهان فعال، پرجنب‌وجوش یا سرزنده شدن.

To suddenly become active, lively, or full of energy.

«شهر شب‌ها جان می‌گیرد.»

The city springs to life at night.

«صفحه‌نمایش ناگهان روشن شد.»

The screen sprang to life.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000