stand tall
/ˌstænd ˈtɔl/
1phrase (عبارت)common
عبارت — راست ایستادن
راست ایستادنبا قامت افراشته ایستادن
صاف و با قامتی راست و مطمئن ایستادن.
To stand upright with a straight, confident posture.
«صاف بایست و به دوربین نگاه کن.»
“Stand tall and look at the camera.”
«نگهبان با قامتی راست کنار ورودی ایستاده بود.»
“The guard stood tall at the entrance.”
2phrase (عبارت)literary
عبارت — سرافراز ماندن
سرافراز ماندناستوار ماندن
در برابر سختی با غرور، اعتمادبهنفس یا استواری رفتار کردن.
To remain proud, confident, or strong when facing difficulty.
«او پس از آن حملهٔ ناعادلانه سرافراز ماند.»
“She stood tall after the unfair attack.”
«تیم در شکست هم استوار ماند.»
“The team stood tall in defeat.”