staunching

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

staunch·ing/stɔːntʃɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): staunchedpast participle (مفعولی): staunched-ing (حال): staunching3rd (سوم): staunches

فعل — بستن

بستنمتوقف ساختن جریان

عملی که جریان خون یا مایعی را متوقف می‌کند.

The act of stopping the flow of blood or liquid.

«بستن خونریزی ضروری بود.»

Staunching the bleeding was urgent.

«آنها روی بستن سریع زخم تمرکز کردند.»

They focused on staunching the wound quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stoppingمتوقف کردن

رایج. اصطلاح عمومی توقف جریان، در زمینه پزشکی همانند staunching.

Common. General term for ending flow, interchangeable with 'staunching' in medical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000