stick the landing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stick the land·ing/stɪk ðə ˈlændɪŋ/
1phrase (عبارت)common

عبارت — فرود بی‌نقص داشتن

فرود بی‌نقص داشتنمحکم فرود آمدن

پس از پرش یا اجرای حرکت، محکم و بی‌نقص فرود آمدن.

To land cleanly and steadily after a jump or routine.

«ژیمناست فرود را بی‌نقص انجام داد.»

The gymnast stuck the landing perfectly.

«او بعد از پرش آخر محکم فرود آمد.»

He stuck the landing after the final jump.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — پایان موفقی داشتن

پایان موفقی داشتنکار را عالی جمع کردن

یک اجرا، پروژه یا شوخی را خیلی موفق و اثرگذار تمام کردن.

To finish a performance, project, or joke very successfully.

«فیلم با صحنهٔ آخرش پایان خیلی موفقی داشت.»

The movie stuck the landing with its final scene.

«سخنرانی او با یک شوخی صمیمی عالی تمام شد.»

Her speech stuck the landing with a warm joke.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000