سهام شرکتها که قابل خرید و فروش است.
Shares of ownership in companies that can be bought and sold.
«او در سهام فناوری سرمایهگذاری کرد.»
“He invested in technology stocks.”
«قیمت سهام امروز به شدت افزایش یافت.»
“Stock prices rose sharply today.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. واحدهای مالکیت سهام که معمولا در امور مالی جایگزین stocks است.
Common. Refers to units of stock ownership, interchangeable in finance contexts.
مواد یا کالاهایی که برای استفاده یا فروش آینده نگهداری میشوند.
Materials kept for future use or sale.
«موجودی غذاهای فروشگاه در حال تمام شدن بود.»
“The store's stocks of food were running low.”
«آنها مقدار بیشتری مواد اولیه سفارش دادند.»
“They ordered more stocks of raw materials.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به کالاهای ذخیره شده اشاره دارد، در کسبوکار قابل جایگزینی است.
Common. Refers to stored goods, interchangeable in business contexts.