بازگشت

strapped

/stræpt/
adjective (صفت)informal
بی‌پولتنگ‌دست

نداشتن مقدار کافی پول؛ نیازمند مالی.

Having little or no money; in need of funds.

«تا روز پرداخت حقوق کمی تنگ‌دستم.»

I'm a bit strapped until payday.

«این ماه پول کمی دارند.»

They are strapped for cash this month.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brokeبی‌پول

غیررسمی. به معنای نداشتن پول است. در موارد غیررسمی جایگزین strapped می‌شود.

Informal. Means having no money at all. Interchangeable with 'strapped' in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000