stressfully

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stress·ful·ly/ˈstrɛsfəli/
stressfulfull of stress or pressure-lyin a specified manner
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): stressfulposition (جایگاه): middle

قید — به طور پراسترس

به طور پراسترس

به نحوی که باعث استرس یا فشار می‌شود.

In a manner that causes stress or pressure.

«او به طور پراسترس تلاش کرد تا مهلت را رعایت کند.»

She worked stressfully to meet the deadline.

«وضعیت به طور پراسترس بسیار شدید بود.»

The situation was stressfully intense.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tenselyبا تنش

رسمی. نشان دهنده تنش یا استرس، تا حدی مشابه stressfully.

Formal. Indicates tension or stress, somewhat similar to stressfully.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000