بازگشت

stress

/strɛs/
1noun (اسم)common
استرسفشار روانیتنش

فشار روانی یا هیجانی که به دلیل شرایط دشوار ایجاد می‌شود.

Mental or emotional strain caused by difficult situations.

«استرس کاری می‌تواند روی سلامتی شما تأثیر بگذارد.»

Work stress can affect your health.

«او قبل از امتحانات استرس دارد.»

She feels stressed before exams.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tensionتنش

رایج. معنای مشابه اما کمی رسمی‌تر و ممکن است به فشار جسمی یا اجتماعی هم اشاره کند.

Common. Similar meaning but slightly formal and may refer to physical or social pressure too.

strainفشار

رایج. بر بار اضافی یا تقاضای زیاد تأکید دارد، در برخی موقعیت‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Emphasizes overload or excessive demand, replaceable in some contexts.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): stressedpast participle (مفعولی): stressed-ing (حال): stressing3rd (سوم): stresses
تأکید کردنبرجسته نشان دادن

بر چیزی تأکید کردن یا اهمیت دادن.

To emphasize or put importance on something.

«او بر اهمیت تمرین تأکید کرد.»

He stressed the importance of practice.

«گزارش بر اقدامات ایمنی تأکید دارد.»

The report stresses safety measures.

تفاوت با واژه‌های مشابه
emphasizeتأکید کردن

رایج. رسمی و مترادف مستقیم، در بسیاری موارد قابل تعویض است.

Common. Formal and direct synonym, interchangeable in many contexts.

highlightبرجسته کردن

رایج. معمولاً برای تأکید بصری به کار می‌رود، در بسیاری موارد جایگزین stress می‌شود.

Common. Often used for visual emphasis, can replace 'stress' in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000