بازگشت

stretched

/strɛtʃt/
adjective (صفت)common
کشیده شدهگسترش یافته

کشیده شده یا به طور کامل باز شده یا گسترش یافته.

Extended or spread out to full length or capacity.

«پارچه کشیده شده سخت دوخته می‌شد.»

The stretched fabric was hard to sew.

«بودجه امسال بسیار محدود است.»

The budget is stretched thin this year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extendedگسترش یافته

رایج. در زمینه‌های فیزیکی یا انتزاعی قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in physical or abstract contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000