stymy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sty·my/ˈstaɪ.mi/
verb (فعل)formalpast (گذشته): stymiedpast participle (مفعولی): stymied-ing (حال): stymying3rd (سوم): stymies

فعل — مانع شدن

مانع شدنمسدود کردن

مسدود کردن یا مانع شدن از پیشرفت چیزی یا کسی.

To block or hinder the progress of something or someone.

«مانع پیشرفت آن‌ها شد.»

The obstacle stymied their progress.

«کمبود بودجه پروژه را متوقف کرد.»

Lack of funds stymied the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blockمسدود کردن

متداول. اصطلاح کلی برای جلوگیری از پیشرفت؛ در اغلب موارد با 'stymy' قابل تعویض است.

Common. General term for preventing progress; interchangeable with 'stymy' in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000