summit
بلندترین نقطه یا قله یک تپه یا کوه.
The highest point or peak of a hill or mountain.
«بعد از یک صعود طولانی به قله رسیدیم.»
“We reached the summit after a long climb.”
«قله پوشیده از برف بود.»
“The summit was covered in snow.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. قابل جایگزینی به عنوان بلندترین نقطه کوه.
Common. Interchangeable as the highest point of a mountain.
متضادها
نشستی میان رهبران یا مقامات عالیرتبه برای بحث درباره مسائل مهم.
A meeting of high-level leaders or officials to discuss important issues.
«رهبران یک نشست سران برای بحث درباره صلح برگزار کردند.»
“The leaders held a summit to discuss peace.”
«اجلاس اقلیمی هفته گذشته برگزار شد.»
“The climate summit took place last week.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. معنی مشابه ولی معمولاً وسیعتر و کمتر انحصاری از نشست سران.
Common. Similar meaning but usually broader and less exclusive than summit.