بازگشت

summit

sum·mit/ˈsʌmɪt/
1noun (اسم)common
plural (جمع): summits
قلهراس

بلندترین نقطه یا قله یک تپه یا کوه.

The highest point or peak of a hill or mountain.

«بعد از یک صعود طولانی به قله رسیدیم.»

We reached the summit after a long climb.

«قله پوشیده از برف بود.»

The summit was covered in snow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peakقله

متداول. قابل جایگزینی به عنوان بلندترین نقطه کوه.

Common. Interchangeable as the highest point of a mountain.

متضادها
2noun (اسم)formal
plural (جمع): summits
نشست سراناجلاس

نشستی میان رهبران یا مقامات عالی‌رتبه برای بحث درباره مسائل مهم.

A meeting of high-level leaders or officials to discuss important issues.

«رهبران یک نشست سران برای بحث درباره صلح برگزار کردند.»

The leaders held a summit to discuss peace.

«اجلاس اقلیمی هفته گذشته برگزار شد.»

The climate summit took place last week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
conferenceکنفرانس

متداول. معنی مشابه ولی معمولاً وسیع‌تر و کمتر انحصاری از نشست سران.

Common. Similar meaning but usually broader and less exclusive than summit.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000