surfboarding

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

surf·board·ing/ˈsɜːrfˌbɔːrdɪŋ/
surfto ride wavesboarda flat piece used for riding-ingthe action or process
noun (اسم)common

اسم — موج‌سواری

موج‌سواری

ورزش یا فعالیت موج‌سواری با تخته روی امواج دریا.

The sport or activity of riding on a surfboard on ocean waves.

«موج‌سواری در سواحل کالیفرنیا محبوب است.»

Surfboarding is popular on the California coast.

«او بعدازظهر را در ساحل به موج‌سواری گذراند.»

He spent the afternoon surfboarding at the beach.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surfingموج‌سواری

متداول. مترادف که معمولا به جای surfboarding به کار می‌رود.

Common synonym used interchangeably with surfboarding.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000