swim upstream

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

swim up·stream/ˈswɪm ʌpˈstrim/
1phrase (عبارت)common

عبارت — خلاف جریان شنا کردن

خلاف جریان شنا کردنرو به بالادست شنا کردن

در خلاف جهت جریان آب شنا کردن.

To swim in the direction opposite to the flow of water.

«ماهی‌های سالمون برای تخم‌گذاری خلاف جریان شنا می‌کنند.»

Salmon swim upstream to lay eggs.

«ماهی برای شنا کردن خلاف جریان تقلا می‌کرد.»

The fish struggled to swim upstream.

2phrase (عبارت)common

عبارت — برخلاف جریان حرکت کردن

برخلاف جریان حرکت کردنخلاف نظر رایج عمل کردن

برخلاف نظر رایج، عادت‌ها یا روندی قدرتمند عمل کردن.

To act against popular opinion, habits, or a powerful trend.

«او با نپذیرفتن مدهای زودگذر خلاف جریان حرکت می‌کند.»

She swims upstream by refusing fast fashion.

«خلاف نظر رایج عمل کردن در محل کار سخت است.»

It is hard to swim upstream at work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000