بازگشت

switch

/swɪtʃ/
1noun (اسم)common
plural (جمع): switches
کلید برقسوئیچ

وسیله‌ای برای قطع و وصل کردن جریان در یک مدار الکتریکی.

A device for making and breaking the connection in an electric circuit.

«کلید را بزن تا چراغ روشن شود.»

Flip the switch to turn on the light.

«کلید برق کنار در است.»

The light switch is by the door.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buttonدکمه

روزمره. «دکمه» معمولاً فشرده و رها می‌شود، اغلب برای یک عمل لحظه‌ای، در حالی که «سوئیچ» معمولاً در یک موقعیت باقی می‌ماند تا زمانی که به موقعیت دیگری منتقل شود و حالتی (روشن/خاموش) را حفظ کند. شما «دکمه» را فشار می‌دهید تا بازی شروع شود، اما «سوئیچ» را می‌زنید تا چراغ روشن شود.

Everyday. A 'button' is typically pressed and released, often for a momentary action, whereas a 'switch' usually stays in one position until moved to another, maintaining a state (on/off). You push a 'button' to start a game, but flip a 'switch' to turn on a light.

2verb (فعل)common
past (گذشته): switchedpast participle (مفعولی): switched-ing (حال): switching3rd (سوم): switches
عوض کردنتغییر دادن

چیزی را با چیز دیگری عوض کردن، یا یک تنظیم یا موقعیت را تغییر دادن.

To change or exchange one thing for another, or to change a setting or position.

«او تصمیم گرفت شغلش را عوض کند.»

He decided to switch jobs.

«می‌توانیم جایمان را عوض کنیم؟»

Can we switch seats?

تفاوت با واژه‌های مشابه
changeتغییر دادن

روزمره. «تغییر دادن» بسیار کلی است و می‌تواند به هر تغییری اشاره کند. «سوئیچ کردن» به طور خاص به جایگزینی یک مورد با دیگری، یا حرکت بین دو حالت/گزینه متمایز اشاره دارد. شما عقیده‌تان را «تغییر می‌دهید»، اما خط رانندگی‌تان را «عوض می‌کنید» (switch).

Everyday. 'Change' is very broad and can mean any alteration. 'Switch' specifically implies replacing one item with another, or moving between two distinct states/options. You 'change' your mind, but you 'switch' lanes.

exchangeمبادله کردن

رسمی. «مبادله کردن» اغلب به یک عمل متقابل اشاره دارد که در آن دو چیز داده و دریافت می‌شوند. «سوئیچ کردن» می‌تواند یک‌طرفه باشد (مثلاً جای خود را با کسی عوض کردن) یا متقابل. شما هدایا را «مبادله می‌کنید»، اما ممکن است فقط ترجیح خود را «تغییر دهید» (switch).

Formal. 'Exchange' often implies a reciprocal act, where two things are given and received. 'Switch' can be one-sided (e.g., switch seats with someone) or reciprocal. You 'exchange' gifts, but you might just 'switch' your preference.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000