بازگشت

tact

/tækt/
noun (اسم)common
ظرافت در رفتارتدبیرحساسیت در برخورد

توانایی صحبت کردن یا رفتار کردن به گونه‌ای که دیگران را آزرده یا ناراحت نکند؛ مهارت در برخورد با افراد.

The ability to say or do things without offending or upsetting others; sensitivity in dealing with people.

«او با دقت و حوصله زیادی انتقاد را مدیریت کرد.»

She handled the criticism with great tact.

«در بحث درباره موضوعات حساس نیاز به ظرافت و ملاحظه هست.»

Tact is needed when discussing sensitive topics.

تفاوت با واژه‌های مشابه
diplomacyدیپلماسی

رسمی. بیشتر برای مهارت در مذاکرات یا روابط به کار می‌رود و از برخوردهای شخصی فراتر است. 'tact' بیشتر درباره برخورد شخصی و فوری است.

Formal. Often used to describe skillful and sensitive handling of negotiations or relationships, broader than personal interactions. 'Tact' is more personal and immediate.

discretionاحتیاط

متداول. به دقت در سخن یا عمل برای جلوگیری از توهین اشاره دارد. به تدبیر نزدیک است ولی بیشتر بر انتخاب اینکه چه گفته یا انجام شود، دلالت دارد.

Common. Refers to carefulness in speech or action to avoid causing offense. Overlaps with tact but also implies judgment in choosing what to say or do.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000