بازگشت

torn

/tɔːrn/
tearto rip or pull apart-npast participle suffix
adjective (صفت)common
پارهسوراخ شدهدچار پارگی

آسیب‌دیده به‌خاطر پارگی یا سوراخ شدن در اثر کشیدن

Damaged by being ripped or having a hole caused by pulling apart

«او لباسی با آستین پاره پوشیده بود.»

She wore a dress with a torn sleeve.

«صفحه پاره شده را سخت می‌شد خواند.»

The torn page was hard to read.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rippedپارچه‌دراز شده

غیررسمی. معنی مشابه، بیشتر برای پارگی‌های بزرگ یا زبر، معمولاً برای لباس‌ها استفاده می‌شود.

Informal. Similar meaning but often emphasizes very large or rough tears, mostly used for clothes.

damagedآسیب‌دیده

اصطلاح کلی برای آسیب؛ گسترده‌تر از torn است و انواع دیگر آسیب‌ها را نیز شامل می‌شود.

General term for harm; broader than torn as it can include other types of damage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000