بازگشت
adjective (صفت)common
پارهسوراخ شدهدچار پارگی
آسیبدیده بهخاطر پارگی یا سوراخ شدن در اثر کشیدن
Damaged by being ripped or having a hole caused by pulling apart
«او لباسی با آستین پاره پوشیده بود.»
“She wore a dress with a torn sleeve.”
«صفحه پاره شده را سخت میشد خواند.»
“The torn page was hard to read.”
تفاوت با واژههای مشابه
ripped— پارچهدراز شده
غیررسمی. معنی مشابه، بیشتر برای پارگیهای بزرگ یا زبر، معمولاً برای لباسها استفاده میشود.
Informal. Similar meaning but often emphasizes very large or rough tears, mostly used for clothes.
damaged— آسیبدیده
اصطلاح کلی برای آسیب؛ گستردهتر از torn است و انواع دیگر آسیبها را نیز شامل میشود.
General term for harm; broader than torn as it can include other types of damage.