بازگشت

tract

/trækt/
1noun (اسم)formal
plural (جمع): tracts
منطقهقطعه زمینناحیه

منطقه یا قطعه بزرگی از زمین.

An area of land, especially a large one.

«این مزرعه روی قطعه بزرگی از زمین قرار دارد.»

The farm is situated on a vast tract of land.

«یک منطقه جنگلی برای حفاظت اختصاص داده شد.»

A forest tract was reserved for conservation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
areaمنطقه

رایج. معمولاً برای هر بخش زمین به کار می‌رود؛ tract بیشتر به قطعه بزرگ یا مشخص اشاره دارد.

Common. Often general term for any space of land; 'tract' usually implies a large or defined space.

regionناحیه

رسمی. به مناطق بزرگ جغرافیایی یا اداری اشاره دارد؛ می‌تواند بجای tract استفاده شود.

Formal. Emphasizes a large area, often administrative or geographical. Can replace tract when referring to large land portions.

2noun (اسم)common
plural (جمع): tracts
جزوهبروشور

جزوه یا بروشور کوتاه، معمولاً درباره موضوع مذهبی یا سیاسی.

A short pamphlet or leaflet, often on a religious or political topic.

«او جزوه‌هایی درباره حفاظت محیط زیست پخش کرد.»

He handed out tracts about environmental protection.

«بروشورهای مذهبی در بین منازل توزیع شد.»

Religious tracts were distributed door to door.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pamphletجزوه

رایج. کتابچه یا بروشور کوچک که یک موضوع را توضیح می‌دهد؛ در این معنی قابل جایگزینی است.

Common. A small booklet or leaflet explaining a topic; often informal, can replace 'tract' in this sense.

3noun (اسم)technical
مجموعه اندام‌هاسیستم بدن

سیستم یا مجموعه‌ای از اندام‌ها یا بافت‌ها در بدن، مانند دستگاه گوارش.

A system of body organs or tissues - e.g., digestive tract.

«دستگاه گوارش غذا را به مواد مغذی تبدیل می‌کند.»

The digestive tract breaks down food into nutrients.

«دستگاه تنفسی هوا را به ریه‌ها منتقل می‌کند.»

The respiratory tract transports air to the lungs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000