بازگشت

truthfully

truth·ful·ly/ˈtruːθfəli/
truththe quality of being true-fulfull of-lyin the manner of
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): truthfulposition (جایگاه): end
با صداقتصادقانه

به‌صورتی که صداقت و حقیقت را نشان دهد؛ با صداقت و درست بیان کردن واقعیت.

In a way that shows honesty or truth; sincerely and accurately expressing the truth.

«او به همه سوال‌ها با صداقت پاسخ داد.»

She truthfully answered all the questions.

«او به‌صورت صادقانه توضیح داد چرا دیر کرده بود.»

He truthfully explained why he was late.

تفاوت با واژه‌های مشابه
honestlyصادقانه

رایج. در بیشتر موارد با truthfully قابل جایگزینی است، مخصوصا وقتی صداقت مدنظر باشد؛ مثلا 'او صادقانه داستان را گفت'.

Common. Interchangeable with 'truthfully' in most contexts when emphasizing honesty; e.g., 'She honestly told the story.' vs. 'She truthfully told the story.'

sincerelyصمیمانه

رایج. بیشتر بر احساس واقعی تاکید دارد تا دقت factual؛ مثل 'با صمیمیت عذرخواهی می‌کنم' که با truthfully قابل تعویض نیست.

Common. Focuses more on genuine feeling than factual accuracy; e.g., 'I sincerely apologize' vs. 'I truthfully apologize.' Not always interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000