بازگشت

unconcern

un·con·cern/ˌʌnkənˈsɜːrn/
un-notconcernworry / interest
noun (اسم)common
بی‌تفاوتیبی‌علاقگیبی‌خیالی

فقدان نگرانی، علاقه یا اشتیاق؛ بی‌تفاوتی.

A lack of worry, interest, or enthusiasm; indifference.

«او بی‌تفاوتی کامل نسبت به خطرات موجود نشان داد.»

He showed complete unconcern about the risks involved.

«بی‌علاقگی او به نمراتش همه را غافلگیر کرد.»

Her unconcern for her grades surprised everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indifferenceبی‌تفاوتی

رایج. فقدان علاقه، نگرانی یا همدردی. بسیار قابل تعویض است. 'بی‌تفاوتی او نسبت به رنج آنها شوکه کننده بود' کاملاً درست است.

Common. A lack of interest, concern, or sympathy. Highly interchangeable. 'His indifference to their suffering was shocking' works perfectly.

apathyبی‌تفاوتی

رسمی. فقدان علاقه، اشتیاق یا نگرانی. اغلب به معنای فقدان عمیق‌تر و شدیدتر احساس یا انگیزه است. وقتی به حالت کلی بی‌تفاوتی عاطفی اشاره دارد، قابل تعویض است. 'بی‌تفاوتی گسترده در بین رای‌دهندگان' بسیار مناسب است.

Formal. Lack of interest, enthusiasm, or concern. Often implies a deeper, more profound lack of emotion or motivation. Interchangeable when referring to a general state of emotional detachment. 'Widespread apathy among voters' works well.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000