unprecedentedly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·prece·dent·ed·ly/ʌnˈprɛsɪˌdɛntɪdli/
un-negation / notprecedentedhaving happened before-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): unprecedentedposition (جایگاه): end

قید — به‌طور بی‌سابقه

به‌طور بی‌سابقهبه شکلی نو

به روشی که قبلاً اتفاق نیفتاده؛ بی‌سابقه.

In a way that has never happened before; without precedent.

«پروژه به طور بی‌سابقه سریعی رشد کرد.»

The project grew unprecedentedly fast.

«به طور بی‌سابقه‌ای، او در اولین تلاش موفق شد.»

Unprecedentedly, she achieved success on first try.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uncommonlyبه‌طور غیرمعمول

رایج. گاهی جایگزین می‌شود اما unprecedentedly بر بی‌نظیری تأکید دارد.

Common. Sometimes interchangeable though 'unprecedentedly' stresses uniqueness and never-before occurrence.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000